تعداد طبقات پمپ بر چه اساسی می باشد؟

همچنین که عنایت بفرمایید که ۱۵۰ حداکثر هد هست و یک وندور ممکن هست حداکثر هد در هر طبقه رو مثلا به ۱۲۰ تقلیل بده که این کار البته با توجه به دبی و نسبت قطر خارجی به قطر داخلی پروانه انجام بشه

@Eskandarlu#1173
بله پمپ دیفیوزری است .... پس یعنی الان نمیتونیم قطعی بگیم هد 150 متر برای هر طبقه همیشه صادقه ؟ چون برای کیس دوم اگر عنایت بفرمایید ما میخواستیم طراحی کنیم با همون مبنای 150 متر ، 5 طبقه کافی میشد...

@Eskandarlu#1207

کاملا پاسخ منطقی می باشد مهندس جان سپاسگزارم .... این پس چون اومده تمام پروانه ها را یک مدل در نظر گرفته بخاطر همون تعداد طبقاتش از اونی که ما محاسبه میکنیم بیشتر شده...

@Eskandarlu#1200
بسیار عالی استاد
من Sectional Drawing رو اینجا باشتراک میزارم . میدونید در کیس اول که برای سولزره من احتمال میدم بدلیل وجود نازل ITO ما سرعت مخصوص رو اشتباه حساب میکنیم … این نازل ITO خودش 80 مترمکعب دبی از طبقه سوم میگیره به نوعی 27 درصد دبی خروجی میشه … لذا اگر توضیحی در رابطه با محاسبه سرعت مخصوص صحیح این مورد دارید خوشحال میشیم بشنویم و استفاده کنیم

سلام و احترام خدمت استاد عزیز
استاد موضوعی بنده رو یکم گیج کرده اینه برای یک پمپ با مشخصات نکته duty : هد=2000 متر ، دبی = 293 مترمکعب بر ساعت ، سرعت 2883 rpm
من برای این پمپ سرعت مخصوص رو حساب کردم میشه 2.75 SI ، لذا طبقاتی کردن پمپ الزامی است. با احتساب ماکزیمم هد پر استیج 150 متر ، تعداد طبقات میاد حدود 14 طبقه ، ولی اگر با فرمولی که فرمودید برای دبی های بالای 30 مترمکعب صادق هست تعداد طبقات را حساب کنیم میاد 6 طبقه !!! ولی موضوع اصلی این است که این پمپ ، یک پمپ سولزر BB4 هست و بصورت 12 طبقه ساخته شده… سوالم اینه که این بر چه مبنایی 12 طبقه شده ؟

یا مثلا یک پمپ دیگه ای هست با مشخصات هد ۷۱۹ متر ، دبی ۳۲ مترمکعب ، سرعت دورانی ۳۰۰۰
شما این پمپ رو سرعت مخصوص حساب کنی میشه حدودا ۲ si ، هد پر استیج ۱۵۰ بزاریم حدودا میشه پمپ ۵ طبقه ، از فرمول Ns مینیموم بزاریم تعداد طبقات میاد ۸ طبقه …
ولی خود پمپ از نوع مولتی تک ksb است و ۱۲ طبقه ساخته شده ، برام جالبه بدونم علت این اختلافات در محاسبات و عمل چی هست ؟

مخلصم. ببینید سرعت مخصوص برای هر طبقه تعریف میشه و در پمپ های طبقاتی چون توزیع هد در طبقات مساوی هست و هد هم تغییر نمیکنه اون رو برابر و نتایج حاصل از اون رو تعمیم میدیم‌. حالا زمانی که از مراحل فشار پایینش برای اهدافی مثلا سیال فشار متوسط(در مورد شما MP boiler feed water) استفاده میشه اون نقطه مثل یک گره فرایندی میشه که از اون به بعد در این مورد دبی کاهش پیدا میکنه. خب از طرفی قطر خارجی به قطر داخلی باید نسبت مشخصی داشته باشه که این نسبت با کاهش سرعت مخصوص افزایش پیدا میکنه. این یعنی طراح باید در مرحله بعد از گره سراغ قطر بزرگتر میرفت. یعنی عدم تطابق قطر. بنابراین تعدا طبقات رو افزایش داده.

در مورد مثال دوم حکمت در دبی نهفته است. احتمالا شرکت KSBدر ساختار حلزونی نمیتونسته برای دبی ۳۲ متر مکعب بر ساعت گذرگاه تعبیه کنه بنابر این به سراغ پوسته دیفیوزری (پمپ BB4و BB5)رفته که در نتیجه کاهش قطر پروانه بتونه مقاومت پروانه ها رو به خمش و تنش نرمال افزایش بده

هد ۱۵۰ متر به عنوان حداکثر هد یه تجربه تقریبا ثابت شده است در عالم طراحی. پیشنهاد میکنم به طور معکوس طراحی KSBرو برید. مثلا ببینید به ازای اون طبقات هد هر طبقه چه قدر میشه و بعد بر اون اساس سرعت مخصوص رو حساب کنید ببینید در چه رنجی قرار میگیرید و بعد متعاقبا راندمان چه قدر میشه. بعد اون رو با نتایج خودتون مقایسه کنید.
همونطوری که عرض کردم اون ۱۵۰ متر حداکثر هد در هر طبقه و اون ۱۰ حداقل Nsبرای پمپ هست

این هم پلاک پمپ :

@Eskandarlu#1171
تشکر مهندس جان
پمپ مورد نظر یک پمپ بویلر فید هست ... حالا اگر مثلا ما خودمان با دانش خودمون این رو طراحی میکردیم با این مشخصات آیا 6 طبقه کافی بود ؟

سلام و درود.
این اختلاف ناشی از منطق های متفاوت به کار رفته است. منطق اول ناشی از درسهای آموخته است که مشاهده شده پمپ های پمپ با هد بالاتر از ۱۵۰ متر در هر طبقه و با طراحی های عمومی دچار اشکال میشن. بدیهیه که اگر بخوایم از این قانون عدول کنیم باید طراحی مکانیکی و روتور دینامیکی رو هم عوض کنیم. منطق دوم ناشی از معادلات باکینگهام و تئوری پاپین هست که ریشه در سیالات داره.
در پمپ های خاصی که شما مثال زدین مثلا اولی که خیلی شبیه به سرویس Waste water pump injectionهست طراحی بسیار خاص هست‌بدین صورت که دور پمپ اولا(علیرغم عرف) ۳۰۰۰ دور اختیار میشه و ثانیا تجهیز با صلبیت بسیار بالا طراحی میشه.